هوا به یمن نفس های او بهاری شد
دوباره نام علی در مدینه جاری شد
فرشته از لب او گرم می گساری شد
ز کوچه های دلِ خسته، غم فراری شد
رسیده آینه ی چشم های پیغمبر
علی نویس و ببینش در آینه، کوثر
شبیه چشمه ی نوری زلال می آید
حسین را قمری ذوالجلال می آید
به هر چه حُسن و ملاحت کمال می آید
جهان ز آمدن او به حال می آید
شنیده است اذان علی ولی الله
به گوش جان، ز لبان علی ولی الله
رسیده برکت عمرِ پر از خدای حسین
دهد خدا هنرِ دست خود برای حسین
جهان به خنده درآمد ز خنده های حسین
کسی بهشت ندیده است بی رضای حسین
علی رسیده که بر مُلک، حیدری بکند
بنا بود که دوباره پیمبری بکند
علی رسیده پریشان نباشم از غم ها
رسول تازه شود بر تبار آدم ها
جهان ما برهاند ز فصل ماتم ها
حسین را برساند به قلب محرم ها
امید اول این زندگی، علی اکبر
ببر مرا به خدابندگی، علی اکبر
فرشته عاشق و مشتاق ربنایش بود
دوای درد همه پشت هر دعایش بود
طنین نام ابالفضل در صدایش بود
همیشه پیش پدر ایستاده جایش بود
اصالت نسبش از دو سلسله کوه است
شبیه فاطمه در راه عشق نستوه است
به خَلق و خُلق، کمالات مصطفی می شد
هزار آینه تکثیر مرتضی می شد
زمان جلوه گری شرح مجتبی می شد
حسین هر چه که می خواست از خدا می شد
بهشت روی زمین را مثال تازه رسید
به حُسن یوسف مصری کمال تازه رسید
ستاره ی سحر زندگیِ لیلا بود
طراز شانه ی او در شکوه بابا بود
علیِ بدر و اُحد یا که نفْسِ طاها بود
میان معرکه، خون خواه عمر زهرا بود
بگو به دشمن زهرا علی رسد از راه
رسیده تا که بگوید علی ولی الله
گذاشت پای عقیده همه توانش را
قبول عشق شده روز امتحانش را
رسانده است به دست من آسمانش را
به عرش می برد از فرش نوکرانش را
به عشق اوست اگر خلق، نوکری بلد است
ترانه ی لب عشاق، یا علی مدد است
شکوه شانه ی او تکیهگاه مردم بود
همیشه خانه ی لطفش پناه مردم بود
سخاوتش سندی با گواه مردم بود
حضور لطف خدا از نگاه مردم بود
قریش از قد و بالاش مفتخر شده است
که افتخار قبیله به این پسر شده است
مؤذن است و اذانش دل از پدر می برد
به ذوق او پدر انگور تازه می آورد
ببین چقدر به "ممسوسِ ذاتِ حق" می خورد
غرور خصم علی با شهامتش می مرد
علیِ کرببلا بی تو زندگی ننگ است
بگیر دست مرا شاعر تو دلتنگ است
اللهم عجل لولیک الفرج
حسن کردی
برچسب:
نویسنده: کیانوش قاسمی