خرید بک لینک
#السلام_علیکِ_ایتها_الصدیقة_الشهیده آرام کن مرا نفسم با صدای خودحرفی بزن دوباره تو با مرتضای خوددست شکسته را به قنوتی بلند کنجان علی بیا و دعا کن برای خودداغ تو را چگونه تحمل کنم بگو... صبری بخواه بهر علی از خدای خودزینب، حسن، حسین، پریشان مادرند لختی بخند فاطمه، با بچه های خودعمر دوباره ام بده و فاطمه نرونگذار جان به لب بشوم در عزای خوددستاس خانه منتظر دستهای توستجانی بده به اهل زمین با عطای خودجان کندن است رد شدن از درب خانه امآنجا که سوخت فاطمه ام در سرای خودنه سال بار غربت من روی دوش توستچیزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

سرو رشیده... #السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهراچقدر سرو رشیده خمیده قامت توچه سایه های کبودی ست روی صورت تواگر چه از غم کوچه نگفته ای با منشده است چادر خاکی صدای غربت توسه ماه می شود ای هانیه دلم تنگ استدوباره تا بنشینم به پای صحبت توچه زخم ها که ز لبخند این و آن خوردمهمینکه که خنده فراموش شد ز ساحت توکمال غربت من هست زخم پهلویتز خاطرم نرود لحظه ای حمایت توتویی که عمر منی، پیری ات عذاب من استخدا کند ننشینم به داغ هجرت توهنوز چشم تو هجده بهار دیده عزیزدعا نکن برسد زودتر شهادت تواللهم العن الجبت و الطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

رزق خواص ها #السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهراآنگونه که جمال تو فوق قیاس هاستگریه برای فاطمه رزق خواص هاستدر فاطمیه ما به علی گریه می کنیمیعنی عزات محفل حیدر شناس هاستای قدر ناشناخته، ای سوره ی خدافهم تو ماورای تمام حواس هاستخالی ست دست واژه به توصیف چادرتنورش هنوز مایه ی بُهت کلاس هاستگفتند مهر فاطمه هر کس که داشتهقلبش به روز حشر، تهی از هراس هاستچون گریه هات گریه ی ما بچه های توحتی هنوز، خواب کُشِ ناسپاس هاستحورای انسیه چه به طوفان شعله هاحتی نسیم، دردِ سرِ روی یاس هاستبا نام دین به مظهر دین حمله ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدلله نورانیت اشک غمت را عدمی نیستغمخوار تو را بهتر از این غم نِعَمی نیستهر چند که هم عصر غمم، خانه به دوشمدر سینه ولی جز غم ارباب، غمی نیستمقروض تو ام بابت یک عمر رفاقتاین قرض ولی پیش نگاهت رقمی نیستتا اشک رفیق است مرا در شب روضهانگار کنار توام، این لطف کمی نیستاول قدم عشق، قدم سمت حسین استعاشق نشد آن دل که به شوق حرمی نیستبازنده شد آنکس که بهشت از تو طلب کردجنت که به پیش کرم تو کرمی نیستبی عشق تو دیوار به دیوار بلرزدشهری که خیابان دلش را علمی نیستاللهم عجل لولیک الفرجحسن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

یا امیر المؤمنین #السلام_علیک_یا_امیرالمؤمنینمیلادیه مولانا امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلامعلی که جان جهان را خدا به او بخشیدفقط علی ست که او را خدا علی نامیددوباره خانه ی خشت و گلیِ کعبه پس ازظهور نور رفیع علی حرم گردیدشکاف کعبه گواهی ست، وقت میلادشخدا به روی گل مادر علی، خندیدحرم که حرمت خود را به "مستجارش" یافتبه قاب روی علی صاحب خودش را دیدسه روز، نور علی کعبه را مزیّن کردشده است کعبه پس از آن سه روزه اش جاویدچگونه لرزه نیافتد به خیبر از نامشکه قلب کعبه به پای ولادتش لرزیدنه شرق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

میلادیه حضرت علی اکبر علیه السلام هوا به یمن نفس های او بهاری شددوباره نام علی در مدینه جاری شدفرشته از لب او گرم می گساری شدز کوچه های دلِ خسته، غم فراری شدرسیده آینه ی چشم های پیغمبرعلی نویس و ببینش در آینه، کوثرشبیه چشمه ی نوری زلال می آیدحسین را قمری ذوالجلال می آیدبه هر چه حُسن و ملاحت کمال می آیدجهان ز آمدن او به حال می آیدشنیده است اذان علی ولی اللهبه گوش جان، ز لبان علی ولی اللهرسیده برکت عمرِ پر از خدای حسیندهد خدا هنرِ دست خود برای حسینجهان به خنده درآمد ز خنده های حسینکسی بهشت ندیدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

جانم رقیه... #السلام_علیک_یا_رقیه_بنت_الحسینمیلادیه حضرت رقیه خاتون سلام الله علیهاو باز حال و هوای دلم بهاری شدزمین به لطف ورودت بنفشه کاری شدهوای تازه به رگ های عشق جاری شدملک به دور تو مشغول جان نثاری شدبگو به فطرسِ عاشق نوید می آیدز بیت خون خدا بوی عید می آیدهمینکه نور تو یک جلوه کرد بر دنیاحضور فاطمه حس شد دوباره در دنیاکشید خاک قدوم تو را به سر دنیارقیه هست که شد تاج دیگر دنیانگار تازه ی ارباب می رسد از راهبه قلب شب زده مهتاب می رسد از راهخبر دهید زمین را که برکت آمده استبه خاک غم زده باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:14

#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدللهدلم در کوفه چون موی سرت سوختتو بر نیزه، به محمل خواهرت سوختحرارت بود و آتش بود و گرماولی از هرم طعنه دخترت سوختنگو نیزه بگو مسمار وحشیکه اینگونه تمام حنجرت سوختز پنجه صورت طفلان سیاه و...به نیزه غیرت آب آورتر سوخترباب است و به هر لالای تلخشدوباره حلق خشک اصغرت سوختسکینه خون جگر با کام عطشانبه یاد آب آب آخرت سوختتمام عمر چون قلب خیامتبه روضه زخم قلب نوکرت سوخت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 18:37

#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدللهدلم با روضه هایت انس داردچو نی با نینوایت انس داردصدایت می کنم هر روز در خودگلویم با نوایت انس داردنفس هایم برای زنده ماندنبه این آب و هوایت انس داردمیان دلخوشی ها قلب نوکرفقط با کربلایت انس داردخدا را شکر روحم مثل طفلیبه آغوش عزایت انس دارددلم در این جهان با هر کسی کهعرق ریزد برایت انس داردبه عشق تربت دارالشفایتسرم با خاک پایت انس داردتن مجروحم از درد غریبیبه دارو و دوایت انس داردحسن کردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 18:37

#السلام_علیک_یا_ابامحمد_یاحسن_بن_علی مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسننفسم گفت حسین و جگرم گفت حسنگریه بر فاطمه را ارث ز مادر بردمفاطمی گشته ام از بس پدرم گفت حسنکار دنیا همه بر کام دلم شد وقتیاولین بار که دیدم پسرم گفت حسنوسط صحن غریب الغربا، یا زهراحرف غربت و شد چشمان ترم گفت حسنحرف تنهایی یک مرد میان یک شهربود هر جا، تپش پر شررم گفت حسنمادری چادر خود بر سر طفلش انداختتا که دیدم جگر نوحه گرم گفت حسنسوختم در وسط روضه ی کوچه همه عمرغیرت سوخته ی محتضرم گفت حسنحسن کردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 17:23

#السلام_علیک_یا_علی_ابن_الحسینمرثیه حضرت علی اکبر علیه السلام#شب_هشتمبا خداحافظی ات جان ز جهانم می رفترفتی و پشت سرت روح و روانم می رفتآتشی از لب خشکت به لبم آوردیمن چنین پیر نبودم که، تو پیرم کردیآخرین مرتبه در پیش پدر راه بروتا تو را سیر ببینم به نظر راه برومی روی قلب پدر پشت سرت می ریزدآهِ بابا ز لب خون جگرت می ریزدخوش قد و قامت من، آرزوی دنیایمکمی آرام برو بالاخره بابایمتا به این جا برسی پیر شدم اکبر منبی تو از زندگی ام سیر شوم دلبر منلب تفدیده ات از داغ، سنان خواهد خوردپهلویت هم نفس کوچه نشان خواهد خورددشت از عطر دل انگیز تنت پر شده استکربلا لاله ی من از بدنت پر شده استای مکسر شده ی سوخته ی زهراییهر کجا می نگرم پر پرِ من آنجاییاز لب سوخته ات یک پدر دیگر گوصبر کن تا بکشم خون دلت را ز گلوبرگ برگی و ز نیزه خبرت می گیرمتو نگفتی که من از رفتن تو می میرمگر چه چون برگ گلی نقش زمین ریز به ریزتا نیاید ز حرم عمه ز جایت برخیزتا تنت جمع کنم خون جگرها خوردمطعنه از لشکر خوشحال پدر ها خوردمنیزه ها را به هوای بدنت می گردمبا قد تا شده دنبال تنت می گردمنیزه نیزه شدنت بیشتر از ممکن شداربا اربا بدنت در همه جا ساکن شدقاتلت لشکری از نیزه و از شمشیر استقد کمان آمده ام پیش تو اما دیر استپسرم مثل سقیفه به سرت ریخته اندیادگاران خلیفه به سرت ریخته اندبرسان پیش علی خسته گی ام را بابابعد تو، هستی من، خاک سر این دنیاخون ز زخم بدنت می رود و میبینمجان به سختی ز تنت می رود و میبینمحسن کردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 17:23

#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدللهورود به کربلادر بیابانی از عطش لبریزکاروانی غریب می آیداز لب هر کجاوه ای با آهناله ی یا مجیب می آیدکاروانی ز مکه برگشتهآمده تا که حج تمام کندکعبه دنبال قافله آیدتا به این قبله استلام کندپای خورشید خسته تاول زدبسکه دنبال نور قافله بودآسمان با تمام وسعت خویشخاک پای عبور قافله بودکربلا در دلش چه غوغایی ستکه بهارش ز راه می آیدبرسانید بی پناهان راکه جهانْ تکیه گاه می آیدبر تن ناقه ها حریر بهشتگرمی آفتاب بی تآثیرمشک ها سلسبیل می بردندبادها بود تحت امر امیردور ماه قبیله وقت نزولآسمانی پر از محارم بودلشکری تا فدای او بشودفقط از او اشاره لازم بودچه صفی بسته اند زانوهاتا رکاب پرِ عقیله شوندهیجده تا ستاره آمده اندسایه سار سرِ عقیله شوندآفتاب آمده به پابوسِماه در پرده ی حیای حسیناولین بار می رسد امروزپای زینب به کربلای حسینحسن کردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 1:43

#السلام_علیک_یا_رقیه_بنت_الحسین آتش گرفت مثل سرت موی دخترتشد پنجه پنجه ای پدرم روی دخترتآهسته من فقط به تو می گویم ای پدرچیزی نمانده است ز گیسوی دخترتمانند مادرت شده این روزهای منخون می چکد شبانه ز پهلوی دخترتعمه کمک کند که کمی راه می رومدیگر توان نمانده به زانوی دخترتزجر و لگد، حکایت مسمار لعنتی ستباشد گواه حادثه بازوی دخترتگفتند بچه ها به تمسخر که صورتش! بابا مگر که سوخته ابروی دخترت؟رخسار من عوض شده اما تو غم مخورحیران نشو عزیز دل از روی دخترتاین نیمه جان خسته فدای سر شماناقابل است هدیه ای از سوی دخترتحسن کردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 1:43

#السلام_علیک_یا_عقیلة_العربمرثیه طفلان حضرت زینب سلام الله علیها#شب_چهارممیرود دست به دامان برادر زینبشده هر لحظه به قربان برادر زینبغم تنها شدن از لحن برادر خواندهمی برد شمع وجودی که برایش ماندهدو گل خرمن جان نذر برادر آوردتا پذیرد قسم حضرت مادر آوردگفت بعد از تو وجودم به جهان اینهاینداین دو با عشق فدایی شدنت اینجاینداین دو از کودکی از عشق شما دم بزنندکوفه را با رجز نام تو بر هم بزنندعشق را از ادب درس من آموخته اندعمری از خاطره ی مادرمان سوخته اندانتقام است فقط در نظر این هر دویاد حیدر برسد از جگر این هر دوحرف آتش بشود مثل حسن می سوزندبرسد خاک روی چادر من می سوزندغیرتی آخته بر معجر مادر دارنداین دو جنگ آور من ارث ز حیدر دارندهر دو یک کوچه غم از واژه ی سیلی دارنداسم کوچه بشود صورت نیلی دارندبگذار عشق من اینگونه به اثبات رسدمن نباشم که غباری به سر و پات رسدتکیه بر نیزه غربت بزنی میمیرمحرفی از این دو امانت بزنی میمیرمبه فدای سر تو حنجره ی این دو پسرهم به دنبال تو آیند روی نی دو سپربپذیر از منِ مادر همه ی هستم رارد نکن ای پسر فاطمه ام دستم را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 1:43

#السلام_علیک_یا_امیرالمؤمنین خورشید گلی در گذر باغ علی بودیک گوشه ای از جلوه ی اشراق علی بوددر عرش فقط حرف علی بود به معراجاز بس که خدا عاشق و مشتاق علی بودیک شب به چهل آینه در پیش خلایقسوگندِ همه شاهد مصداق علی بودسلمانِ عجم، که شده منای رسولشاز معجزه ی رحمت خلاق علی بود با قدرت شمشیر فقط فتح نکرده ستتسخیر دلِ خلق، به اخلاق علی بودما را که به دل نور علی ریشه دوانده استهر لقمه که خوردیم ز ارزاق علی بودتا دست به انگور ضریحش برسانند... پیوسته ترین خواهش عشاق علی بودحسن کردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش قاسمی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 23:40

صفحه بندی